مرکز پژوهش روانسنجی هوشبهر مجموعهای از آزمونهای شناختی، روانشناختی، شخصیتی و سازمانی را بر پایه پژوهشهای علمی و مطابق با استانداردهای بینالمللی توسعه، بومیسازی و استانداردسازی کرده است. این آزمونها با بهرهگیری از نمونههای گسترده و متنوع، از دقت، روایی و اعتبار بالایی برخوردار است و تمامی حقوق مادی و معنوی آنها متعلق به مرکز پژوهش روانسنجی هوشبهر است.
آزمونهای هوشبهر، طیف گستردهای از تواناییهای شناختی، روانشناختی و سازمانی را دربرمیگیرد که در حوزههای مختلف ارزیابیهای استخدام و گزینش، انتخاب و توسعه مدیران، جانشینپروری، استعدادسنجی، هدایت تحصیلی و شغلی، مشاوره روانشناختی، پژوهشهای علمی و ارزیابی سرمایه انسانی مورد استفاده قرار میگیرند.
تعهد مرکز هوشبهر، توسعه ابزارهای علمی و بومی با بالاترین استانداردهای روانسنجی و ارائه ارزیابیهای دقیق، معتبر و کاربردی برای حمایت از تصمیمگیریهای فردی، آموزشی و سازمانی است.
یکی از ابزارهای تخصصی ارزیابی رفتارهای مدیریتی است که با هدف شناسایی سبک غالب مدیران در هدایت کارکنان، تصمیمگیری، سازماندهی، ایجاد روابط سازمانی و اعمال کنترل توسعه یافته است و تصویری جامع از الگوهای نسبتاً پایدار رفتار مدیریتی افراد ارائه میدهد.
این آزمون به سازمانها کمک میکند تا فراتر از ارزیابی دانش یا تجربه مدیریتی، الگوی واقعی رفتار مدیران در تعامل با کارکنان و اداره سازمان را شناسایی کنند. نتایج آن میتواند مبنای مناسبی برای انتخاب مدیران، طراحی برنامههای توسعه رهبری، بهبود فرهنگ سازمانی و افزایش اثربخشی مدیریت در سطوح مختلف سازمان باشد.
سبک مدیریت به مجموعهای از نگرشها، ارزشها، باورها و الگوهای رفتاری مدیران گفته میشود که نحوه تعامل آنان با کارکنان، شیوه تصمیمگیری، اعمال اختیار، هدایت فعالیتها و مدیریت روابط انسانی را تعیین میکند. اگرچه مدیران ممکن است متناسب با شرایط سازمانی رفتارهای متفاوتی از خود نشان دهند، اما هر فرد معمولاً از یک الگوی نسبتاً پایدار برای رهبری و مدیریت دیگران پیروی میکند که به آن سبک مدیریت گفته میشود.
این آزمون بر پایه یکی از پذیرفتهشدهترین دیدگاههای مدیریت، یعنی دو مؤلفه وظیفهمداری و رابطهمداری طراحی شده است. نتایج آزمون نشان میدهد مدیر تا چه اندازه بر تحقق اهداف، ساختارها و کنترل سازمان تأکید دارد و در مقابل، تا چه اندازه به روابط انسانی، مشارکت کارکنان، حمایت و ایجاد محیطی انگیزهبخش توجه میکند. به همین دلیل، این ابزار یکی از کاربردیترین آزمونها برای ارزیابی شایستگیهای مدیریتی، توسعه رهبران سازمانی و انتخاب مدیران محسوب میشود.
آزمون دانش مدیریت یکی از ابزارهای تخصصی ارزیابی دانش و شایستگیهای مدیریتی است که در مرکز پژوهش روانسنجی هوشبهر طراحی و توسعه یافته است. این آزمون با هدف سنجش میزان تسلط مدیران، سرپرستان، کارشناسان و داوطلبان تصدی پستهای مدیریتی بر مفاهیم، اصول و مهارتهای بنیادی مدیریت تدوین شده و تصویری جامع از دانش مدیریتی افراد در حوزههای مختلف مدیریت ارائه میدهد.
این آزمون ابزاری علمی و استاندارد برای سنجش دانش مدیریت است و به سازمانها کمک میکند تا علاوه بر ارزیابی سطح دانش مدیریتی افراد، نقاط قوت و نیازهای توسعهای آنان را شناسایی کرده و تصمیمهای دقیقتری در زمینه انتخاب، انتصاب و توانمندسازی مدیران اتخاذ کنند.
این آزمون صرفاً محفوظات نظری مدیریت را اندازهگیری نمیکند، بلکه توانایی افراد را در بهکارگیری دانش مدیریتی برای تحلیل موقعیتهای سازمانی، تصمیمگیری، هدایت کارکنان، حل مسائل مدیریتی و انتخاب راهکارهای اثربخش ارزیابی میکند. به همین دلیل، نتایج آن میتواند شاخص مناسبی برای شناسایی آمادگی افراد جهت پذیرش مسئولیتهای مدیریتی و برنامهریزی برای توسعه شایستگیهای حرفهای آنان باشد.
این آزمون بر اساس مهمترین نظریهها و اصول مدیریت نوین طراحی شده و محتوای آن طی فرایندهای علمی تدوین، بازبینی و تحلیل روانسنجی در مرکز پژوهش روانسنجی هوشبهر مورد ارزیابی قرار گرفته است تا ضمن برخورداری از اعتبار علمی، قابلیت استفاده در سازمانها، مراکز آموزشی و فرایندهای ارزیابی منابع انسانی را داشته باشد.
۱ - برنامهریزی و تصمیمگیری مدیریتی
این حوزه میزان آشنایی فرد با اصول برنامهریزی، تعیین اهداف، تدوین برنامههای عملیاتی، تصمیمگیری مؤثر و انتخاب راهکارهای مناسب در موقعیتهای مختلف مدیریتی را ارزیابی میکند.۲ - سازماندهی و مدیریت منابع انسانی
این بخش دانش فرد را در زمینه ساختار سازمانی، تقسیم وظایف، تفویض اختیار، مدیریت سرمایه انسانی، ارزیابی عملکرد، انگیزش کارکنان و توسعه منابع انسانی میسنجد.۳ - رهبری، ارتباطات و انگیزش
این مؤلفه توانایی فرد را در شناخت اصول رهبری، ایجاد انگیزش، برقراری ارتباط مؤثر، گوش دادن فعال، مدیریت تعارض و هدایت کارکنان بر اساس اصول علمی مدیریت ارزیابی میکند.۴ - کنترل، نظارت و بهبود عملکرد
این حوزه میزان آشنایی فرد را با فرآیندهای کنترل، ارزیابی عملکرد، اجرای استانداردها، اقدامات اصلاحی و نظارت بر تحقق اهداف سازمان بررسی میکند.۵ - دانش کاربردی مدیریت
این بخش توانایی فرد را در تحلیل موقعیتهای مدیریتی، انتخاب تصمیمهای مناسب و بهکارگیری اصول مدیریت در مسائل واقعی سازمان ارزیابی میکند و نشان میدهد فرد تا چه اندازه میتواند دانش مدیریتی خود را در عمل به کار گیرد.
یکی از ابزارهای تخصصی ارزیابی شایستگیهای مدیریتی است که در مرکز پژوهش روانسنجی هوشبهر طراحی و توسعه یافته است. این آزمون با هدف سنجش تواناییهای عملی مدیران و سرپرستان در مدیریت خود، هدایت تیمهای کاری و مدیریت اثربخش کارکنان تدوین شده و تصویری جامع از مهارتهای موردنیاز برای موفقیت در نقشهای مدیریتی ارائه میدهد.
مهارتهای مدیریتی مجموعهای از تواناییهای آموختنی و قابل توسعه هستند که مدیران برای برنامهریزی، سازماندهی، هدایت، هماهنگی، تصمیمگیری، حل مسئله، برقراری ارتباط مؤثر و تحقق اهداف سازمان به آنها نیاز دارند. این مهارتها تنها به دانش نظری مدیریت محدود نمیشوند، بلکه نشان میدهند مدیر تا چه اندازه میتواند در شرایط واقعی سازمان، منابع انسانی و فعالیتهای اجرایی را بهصورت مؤثر مدیریت کند.
این آزمون به سازمانها کمک میکند تا فراتر از ارزیابی دانش مدیریت، توانایی واقعی مدیران در اداره خود، هدایت تیمها و توسعه کارکنان را شناسایی کنند. نتایج آن میتواند مبنای تصمیمگیری در انتخاب مدیران، طراحی برنامههای توانمندسازی، توسعه رهبری و ارتقای سرمایه انسانی سازمان باشد.
این آزمون بر این اصل استوار است که اثربخشی یک مدیر، علاوه بر دانش مدیریت، به توانایی او در مدیریت خود، مدیریت گروه و مدیریت دیگران بستگی دارد. نتایج آزمون نقاط قوت و زمینههای قابل بهبود مدیران را در هر یک از این سه حوزه مشخص کرده و مبنای مناسبی برای برنامهریزی آموزشی، توسعه رهبری و ارتقای عملکرد مدیریتی فراهم میآورد.
۱ - مدیریت خود
این مؤلفه توانایی فرد را در خودنظمبخشی، مدیریت زمان، هدفگذاری، خودانگیزشی، کنترل استرس، حل مسئله، تصمیمگیری و حفظ بهرهوری فردی ارزیابی میکند. مدیرانی که در این مؤلفه نمره بالایی کسب میکنند، معمولاً از مسئولیتپذیری، نظم شخصی، انعطافپذیری، ثبات هیجانی و توانایی مدیریت مؤثر شرایط دشوار برخوردار هستند و میتوانند عملکرد حرفهای خود را در سطح مطلوب حفظ کنند.۲ - مدیریت گروه
این مؤلفه توانایی مدیر را در هدایت تیمهای کاری، ایجاد هماهنگی، تعیین اهداف، سازماندهی فعالیتها، توزیع وظایف، رفع ابهامهای اجرایی و همسو کردن اعضای گروه با اهداف سازمان میسنجد. افرادی که در این مهارت عملکرد بالایی دارند، میتوانند همکاری، انسجام و اثربخشی تیم را افزایش داده و زمینه دستیابی به اهداف مشترک را فراهم کنند.۳ - مدیریت دیگران
این مؤلفه توانایی مدیر را در هدایت، آموزش، توانمندسازی، ایجاد انگیزش، توسعه کارکنان، شناسایی استعدادها، ارائه بازخورد مؤثر و بهبود عملکرد افراد ارزیابی میکند. مدیرانی که در این مؤلفه نمره بالایی به دست میآورند، تنها به واگذاری وظایف اکتفا نمیکنند، بلکه با حمایت، مربیگری و پرورش کارکنان، زمینه رشد حرفهای، افزایش بهرهوری و موفقیت سازمان را فراهم میسازند.
این آزمون توسط دیوید کِرسی (David Keirsey) و با هدف شناسایی الگوهای غالب شخصیت و ترجیحات (به ویژه مدیران) در موقعیتهای مختلف زندگی و کار طراحی شده است و با ارزیابی یک الگوی چهار بعدی شامل نگهبان (Guardian)، منطق (Rational)، آرمانگرا (Idealist) و عملگرا/هنرمند (Artisan)، تفاوتهای افراد را در ارزشها، انگیزش، شیوه کار، رهبری، یادگیری، ارتباط و روابط بینفردی بررسی میکند.
این آزمون بهویژه در ارزیابی و توسعه منابع انسانی کاربرد دارد و میتواند برای شناخت تفاوتهای فردی مدیران و کارکنان مورد استفاده قرار گیرد. شناخت الگوی شخصیتی مدیران به سازمان کمک میکند تا سبکهای متفاوت رهبری، ارتباط، تصمیمگیری و مواجهه با تغییر را بهتر درک کند. بدین ترتیب آزمون تصویری چندبعدی از نحوه فکر کردن، کار کردن، ارتباط برقرار کردن، رهبری و تعامل فرد با محیط ارائه میدهد.
آزمونشوندگان بر پایه یک مجموعه سؤالهای مبتنی بر سناریو، موقعیتمحور و توصیفی میزان شباهت هر عبارت به خود را در یک مقیاس پنجدرجهای مشخص میکند. ساختار آزمون به گونهای است که هر یک از چهار الگوی شخصیتی در حوزههای مختلف مورد ارزیابی قرار میگیرد و در نهایت، علاوه بر مشخص شدن الگوی غالب شخصیت، امکان شناسایی گرایش ثانویه و الگوهای ترکیبی فرد نیز فراهم میشود.
۱ - نگهبان
افراد این الگو معمولاً به امنیت، ثبات، نظم، مسئولیتپذیری، قانون، تعهد و حفظ ساختار اهمیت بیشتری میدهند. در محیط کار معمولاً به وضوح نقشها، فرایندها، مسئولیتها و اجرای منظم امور توجه دارند.۲ - عقلگرا
این افراد بیشتر به دانش، منطق، شایستگی، تحلیل، حل مسئله، نوآوری و کارایی گرایش دارند. معمولاً از مسائل پیچیده، برنامهریزی، تفکر راهبردی و یافتن راهحلهای جدید استقبال میکنند.۳ - آرمانگرا
در این الگو، روابط انسانی، همدلی، همکاری، رشد افراد، معنا و حمایت از دیگران اهمیت بیشتری دارد. این افراد معمولاً در تعاملات انسانی، کار تیمی، آموزش، توسعه کارکنان و ایجاد روابط مثبت توانمندی و علاقه بیشتری نشان میدهند.۴ - عملگرا/هنری
این افراد معمولاً آزادی عمل، انعطاف، تجربه، هیجان، سرعت، رقابت و مواجهه با موقعیتهای جدید را ترجیح میدهند. در محیطهای پویا و موقعیتهایی که نیازمند واکنش سریع، ابتکار و عمل هستند، میتوانند عملکرد مناسبی داشته باشند.
یکی از جامعترین ابزارهای سنجش نگرش کارکنان نسبت به شغل و محیط کار است که در یک پروژه پژوهشی ملی به سرپرستی دکتر حیدرعلی هومن و با همکاری اصلی رئیس مرکز پژوهش روانسنجی هوشبهر توسعه و استانداردسازی شده است. این مقیاس بر اساس نمونهای گسترده از کارکنان سازمانهای ایرانی هنجاریابی شده و از استاندارد کشوری برخوردار است. این ویژگی، امکان مقایسه نتایج هر فرد با جامعه کارکنان کشور را فراهم کرده و اعتبار آن را برای استفاده در سازمانهای دولتی، خصوصی و مراکز پژوهشی افزایش داده است.
این مقیاس با هدف ارزیابی میزان رضایت کارکنان از جنبههای مختلف شغل، محیط سازمان، مدیریت، فرصتهای رشد، روابط انسانی، نظام پرداخت و ساختار سازمانی طراحی شده است. نتایج آزمون نشان میدهد کارکنان در کدام جنبههای شغلی احساس رضایت یا نارضایتی بیشتری دارند و چه عواملی بیشترین تأثیر را بر انگیزش، تعهد سازمانی، بهرهوری و ماندگاری آنان در سازمان میگذارند.
این مقیاس به مدیران و متخصصان منابع انسانی کمک میکند تا با شناخت دقیق عوامل مؤثر بر رضایت شغلی، تصمیمهای مبتنی بر شواهد برای افزایش انگیزش، بهبود عملکرد، کاهش ترک خدمت، ارتقای سلامت سازمانی و توسعه سرمایه انسانی اتخاذ کنند. بهرهگیری از این ابزار، زمینه ایجاد محیط کاری اثربخشتر، رضایتبخشتر و پایدارتر را برای کارکنان و سازمان فراهم میسازد.
برخلاف بسیاری از پرسشنامههای رضایت شغلی که تنها یک نمره کلی ارائه میکنند، این ابزار با بررسی یازده بعد اساسی رضایت شغلی، تصویری دقیق از نقاط قوت و زمینههای قابل بهبود سازمان در حوزه مدیریت منابع انسانی ارائه میدهد و میتواند مبنای برنامهریزی برای ارتقای کیفیت زندگی کاری و توسعه سرمایه انسانی قرار گیرد.
۱ - رهبری و سرپرستی
میزان رضایت کارکنان از شایستگی، تجربه، صلاحیت علمی و اخلاقی، حمایت، هدایت، تصمیمگیری و نحوه تعامل مدیران و سرپرستان را ارزیابی میکند.۲ - حقوق، دستمزد و مزایا
رضایت کارکنان از نظام پرداخت، عدالت در پرداختها، تناسب حقوق با میزان کار، پاداشها و مزایای شغلی را میسنجد.۳ - امکانات و خدمات سازمانی
این مؤلفه کیفیت امکانات رفاهی، درمانی، تفریحی و تجهیزات و منابع مورد نیاز کارکنان برای انجام وظایف را ارزیابی میکند.۴ - ارتباطات و تعاملات سازمانی
میزان رضایت از کیفیت ارتباط با همکاران، مدیران و اربابرجوع، همکاری متقابل و فضای ارتباطی سازمان را بررسی میکند.۵ - توجه به نظرات و پیشنهادها
این مؤلفه میزان توجه سازمان به ایدهها، پیشنهادها، انتقادها و مشارکت کارکنان در تصمیمگیریهای سازمانی را میسنجد.۶ - همکاری و کار تیمی
میزان تفاهم، همدلی، همکاری و مشارکت میان کارکنان و واحدهای مختلف سازمان را ارزیابی میکند.۷ - فرصتهای رشد، آموزش و فرصت برابر
رضایت کارکنان از آموزشهای ضمن خدمت، فرصتهای ارتقای شغلی، توسعه حرفهای، شایستهسالاری و عدالت در دسترسی به فرصتهای رشد را اندازهگیری میکند.۸ - تأمین نیازها و انتظارات شغلی
این مؤلفه میزان برآورده شدن نیازهای شغلی، آزادی عمل، انگیزش، امنیت روانی و تحقق انتظارات کارکنان از محیط کار را ارزیابی میکند.۹ - تناسب شغل با تواناییها و علایق
میزان هماهنگی شغل با استعدادها، تواناییها، علایق، شخصیت و ویژگیهای فردی کارکنان را میسنجد.۱۰ - اعتبار و ارزش اجتماعی شغل
این مؤلفه احساس غرور، منزلت اجتماعی، ارزشمندی و افتخار ناشی از شغل را ارزیابی میکند.۱۱ - ساختار و نظام سازمانی
میزان رضایت از شفافیت قوانین، عدالت سازمانی، ثبات مدیریتی، هماهنگی، ساختار اداری، نظام تشویق و تنبیه و کارآمدی فرایندهای سازمان را بررسی میکند.